تبلیغات
پایگاه بسیج حضرت سید الشهدا(ع) - مهدویت از زبان اهل بیت پیامبر(ص)
 
پایگاه بسیج حضرت سید الشهدا(ع)
مرگ بر آمریکا،مرگ بر انگلیس،مرگ بر منافقین مزدور،مرگ بر اسرائیل
به نام خدا


این مطلب بر گرفته از


وبلاگ برادر عزیزمان


کارشناس ارشد نهج البلاغه


حجت السلام و المسلمین مسعود حکیمیان

  آدرس وبلاگ ایشان


به نام وصف مولا

در لینکستان وبلاگ می باشد


طرح اندیشه مهدویت از امام علی (ع) تا حضرت سجاد (ع)
 این نوشته تأملی است در چگونگی طرح آموزه­های مهدویت از سوی ائمه (ع) از زمان علی (ع) تا عصر حضرت سجاد (ع).  ارائه معارف مهدوی از سوی قرآن و اهل بیت (ع) با توجه به اهداف کلی دعوت دینی، نیازهای مخاطبین عصر صدور و همچنین نیازهای شیعه در اعصار متاخر شکل گرفته است.
بررسی محورهای مورد تأکید در این بیانات و تأمل در نسبت آنها با اهداف کلی و نیازهای هر عصر می­توانداز یک­سو طرح کلانی را نشان دهد که در این شکل از تعلیم و تربیت تعقیب شده است و از سوی­دیگر تأثیر تربیتی و اخلاقی هر یک از آموزه­های مهدوی را نمایان­تر کند.
این پژوهش بر تحلیل محتوایی روایات صادره از چهار امام نخستین شیعه تکیه دارد و تلاش می­کند تا با توجه به شرائط عصر صدور آثار آموزه­های مهدوی بر شیعیان را معلوم نماید؛ از این رو با تعیین محورهای مورد تأکید در سخنان هر یک از معصومین همراه با ارائه نمونه­ای ازآن و تأمل در نسبت این سخنان با شرائط مخاطبین تلاش دارد تا به حکمت و جهت طرح هر یک از آموزه­ها دست یابد. پیشتر در مقاله­ای از پیش­فرض­ها و روش­های این تحقیق گفتگو کرده­ایم.
این مقاله روشنگر این سخن است که تعلیم آموزه­های مهدوی در این برهه از تاریخ ائمه (ع) افزون بر ارائه معارف مهدوی و آخرالزمانی به نکاتی مهم در تربیت مخاطبین توجه دارد و نوعی زمینه­سازی برای جلوگیری از آفات بحث مهدویت و جلوگیری از انحرافات را متناسب با عصر ائمه نخستین دنبال می­کند.

طرح آموزه­ های مهدویت پس از رحلت رسول­ خدا (ص) از سوی علی­ (ع) ادامه یافت. پس از طرح مباحث عام در قرآن و آموزش­ های گسترده و همه جانبه رسول­ (ص)، طرح این آموزه­ ها از سوی ائمه هدی (ع) نیز ادامه یافت.
طرح آموزه­ های مهدوی از سوی ائمه با اهداف تازه­ای نیز همراه شد تا پاسخی باشد به نیازهای فکری و روحی شیعه در عصر حضور ائمه و در عصر غیبت ایشان.
این مقاله مروری است بر روایات وارده در بحث مهدویت از عصر علی (ع) تا زمان حضرت باقر (ع) و تلاش می­ کند تا محورهای مورد توجه و تاکید در این آموزش­ ها مشخص شده و نسبت آن با نیازهای جامعه اسلامی معلوم گردد.محورهای بحث در سخنان امام علی (ع)
1. تاکید بر وقوع فتنه­ ها و شمارش آن ها تا قیام قائم و ترسیم اوضاع بد آینده و عصر غیبت؛[1] جامعه جوان شیعی در عصر خلافت علی (ع) از حضور امام معصوم بهره­ مند است و تصویری از آینده پرفراز و نشیب خود ندارد؛ آینده­ ای که در آن حکومت­ های جور با فتنه­ های رنگارنگ این جامعه جوان را به چالش خواهد کشید. بی­ خبری و ناآمادگی برای آینده می­ تواند زمینه­ ساز حرکت­ های کور باشد و انحطاط و انهدام را به دنبال بیاورد.[2]
تاکیدهای علی (ع) بر وقوع فتنه­ های گسترده در آینده، شناخت و توجه، آمادگی و حتی انتظار را به دنبال می­ آورد و ظرفیت و تحمل را افزایش می­ دهد. این آگاهی­ های پیشاپیش حتی می­ تواند برای مومنان افزایش ایمان و تسلیم را به ارمغان بیاورد. قرآن در سوره احزاب به همین نکته در خصوص یاران رسول (ص) دارد:
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إیماناً وَ تَسْلیماً [3]
و هنگامی که مومنان لشگرها را دیدند گفتند این همان است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و راست گفتند خدا و رسولش و نیفزودشان مگر ایمانی و تسلیمی.
در کلمات نقل شده از علی (ع) این فتنه­ ها شمارش شده که گاهی با توصیف کوتاهی نیز همراه است. این توضیحات فضای آینده را در پیش چشم مخاطب روشن­ تر کرده و آمادگی و ظرفیت را بدنبال دارد. فتنه­ های     پی­ در­پی و رنگارنگ می­ تواند به تحیر و تزلزل بی انجامد و گمان­ های بد را در دل­ های ضعیف به جنبش درآورد. اشتیاق به گشایش، روحیه­ های عجول را به امیدهای نابجا می­ رساند؛ امیدهایی که با طولانی شدن راه و تنوع مشکلات زمینه­ ساز بدبینی، یأس و حتی بازگشت خواهد بود.
شیعه در عصر حضور معصوم از مواهبی برخوردار است که خود التفات چندانی به آن ندارد. ترسیم فضای غیبت و مشکلاتی که در انتظار جامعه شیعه است بردباری را و رهایی از تحیر را بدنبال دارد و از آفات غیبت   می­کاهد.
بهره­گیری امام (ع) از تعابیر پیچیده و رمزگونه موجب شد تا با وجود انتقال آموزه­های مهدویت به اهلش، سخن فاش نشده و در گوش­های نامحرم ننشیند. این اشاره­های مرموز در دست عالمان اهل بیت گشوده می­شود و به هنگام رخداد حادثه غبار اجمال از چهره­ آن به کنار می­رود.
2. اسم و نسب قائم و این که او نهمین فرزند حسین (ع) است؛[4] آموزه مهدویت اگر با نشانه­ها و توضیحاتی همراه نشود بستری است مناسب برای پیدایش مدعیان دروغین. ائمه هدی در روایات بسیاری به نسب و اسم موعود اشاره کرده­اند. این توضیحات راه را بر مدعیان تنگ می­کند و برای تشخیص صادق از کاذب علاماتی را در اختیار می­گذارد.
تعیین نسب و این که او فرزند حسین (ع) است تاکیدی بود بر خط وصایت که مدعیان بنی­الحسن و بنی­فلان را رسوا می­کرد. این نکته که او نهمین فرزند حسین است راهی دقیق برای تشخیص او نشان می­داد و هر شبهه­ای را در خصوص وجود فرزند و وصی برای امام عسکری (ع) از بین می­برد. 
3. مشخصات اخلاقی و جسمی قائم (ع)؛[5] این­ها نیز علامت و نشانه­اند اما از آن مهم­تر شخصیت حاکم دینی را به رخ می­کشد و جایگاه ممتاز امامت را ترسیم می­کند.
4. ویژگی­های اصحاب قائم؛[6] یاران قائم کادرهای حکومت مهدوی هستند؛ بزرگانی که بار حکومت علوی را بر دوش خواهند کشید. ترسیم ویژگی­های اینان در دل خویش مقایسه­ای با  شیعیان حاضر را دارد و اشاره­ای به ضعفهای موجود. همچنین این بیان شرائطی را نشان می­دهد که شکل­گیری حکومت حجت خدا (ع) در گروی تحقق آن است..
5. همراهان و یاوران مهدی؛ این روایات به یاوران مهدی پرداخته و برخی اقوام مانند اهل خراسان را به عنوان یاوران حجت­خدا (ع) معرفی کرده است که به هنگام ظهور او را یاری می­کنند. برخی از این روایات از سپاهیانی خبر داده که با پرچم­های سیاهی برای یاری به مهدی (ع) حرکت کرده و به جنگ با سفیانی می­پردازد.[7]
در برخورد با این روایات باید به دو نکته توجه داشت: اول، منبع اصلی این روایات، کتاب فتن ابن­حماد است که در عصر عباسیان تألیف شده و ممکن است راویان تحت تأثیر فضای سیاسی مطالب ضعیفی را برای جلب نظر حاکمان بیان کرده باشند. پرچم و لباس سیاه علامت و شعار عباسیان بود و این روایات آنان را به عنوان پشتیبان مهدی (ع) و جریان حق معرفی می­کند. دوم، نقل این روایات از علی (ع) نباید باعث شود که نسبت به سند    ابن­حماد به علی (ع) اغماض کنیم.
سند ابن­حماد در نقل این روایات از علی (ع) این است: حدثنا الولید و رشدین عن ابن لهیعة عن أبی قبیل عن أبی رومان عن علی بن أبی طالب رضی الله عنه[8] در این سند راوی از علی (ع) - ابو رومان - تضعیف شده و به همین جهت این سند حتی از نظر اهل سنت نیز قابل اعتماد نیست. افزون بر این، مضامین روایات فوق را در هیچ یک از روایات اهل بیت (ع) نمی­توان یافت.
6. سفیانی و سپاه او؛[9] ظهور سفیانی علامتی است مهم در شناخت قیام حجت­خدا (ع) و توضیحات امام (ع) این علامت را در اختیار شیعه قرار می­دهد تا قیام حق را بشناسد. اما سفیانی نشانه­ی ادامه یک جریان نیز هست؛ جریانی که در عصر پیامبر (ص) و علی (ع) در برابر جبهه حق صف­آرایی کرده­اند. سفیانی نقطه­ی پایان جریانی است که در برابر نبوت و وصایت قرار دارد تا به آن روز ادامه خواهد داشت.
تعبیر سفیانی از تعلق این حرکت به آل­ ابوسفیان خبر می­دهد؛ تعلقی که نباید آن را در نسبتی خانوادگی خلاصه کرد. ابوسفیان پدر و پرورش­دهنده سفیان­ها و سفیانی­هاست؛ همان جریانی که در برابر رسول بزرگ خدا (ص) قرار داشت.
7. ندای آسمانی و معرفی مهدی (ع)؛[10] به هنگام ظهور حجت­خدا ندایی فضای زمین را در خود می­گیرد؛ ندایی که همگان را متوجه حادثه­ای می­کند که در حال وقوع است. وقوع ندایی از آسمانی راه را بر هر اشتباهی می­بندد و حجت را تمام می­کند؛ زیرا جعل این علامت برای مدعیان دروغین ممکن نیست. این حادثه غریب بر اتصال مهدی (ع) به آسمان تأکید می­کند. 
8. دجال؛ خصوصیات و توانایی­ها، رفتار و آثار؛[11] ظهور دجال نیز از علائم قطعی ظهور است. مرور دقیق­تر روایات دجال نشان می­دهد که دجال گاه به عنوان یک ثیپ مطرح می­شود و گاه به عنوان یک شخص. روایاتی که از دجال به عنوان دغدغه همه­ی انبیاء الهی سخن می­گوید مسلماً مربوط به شخصی نیست که در آخرالزمان ظهور می­کند. این نگاه عام و نمادین را حتی در ویژگی­های دجال آخرالزمان نیز می­توان دید.
بیانات علی­ (ع) در معرفی دجال، نه فقط معرفی نشانه­هایی است از آخر­الزمان بلکه نشان­دادن فتنه­هایی است که دجال­صفتان در هر عصر و دوره­ای پدید آورده و مردمان ساده را به دنبال خود می­کشند.
9. فضل انتظار فرج و وظائف در عصر غیبت؛[12] شیعه پس از علی (ع) باید در عصری ادامه حیات دهد که حکومت­های مانند بنی­امیه و بنی­عباس بر جان و مال مردم سیطره می­یابند. باقی ماندن بر مسیر و تداوم حرکتی که علی (ع) پس از رحلت رسول (ع) و انحراف عامه آغاز­گر آن بود نیاز به ترسیم نقشه راه و تعیین وظائف دارد و همچنین ایجاد انگیزه­ی که شیعه بتواند حتی در عصر غربت و غیبت بر پای خویش بایستد و زمینه­های ظهور و حکومت حق را فراهم کند. روایات فضل انتظار فرج و ترسیم وظائف شیعه بر انگیزه و بر نگاه­ها اثر می­گذارد و آنان را برای پس از علی (ع) آماده می­کند.محورهای بحث در کلمات امام حسن (ع)
عصر حسن­بن علی (ع) عصر غربت امام (ع) است و کم­توجهی به دین و جایگاه ولی­خدا (ع). روایات بسیار محدود امام مجتبی (ع) نشان از وضعیت فضای فکری و بحران اجتماعی عصری دارد که آغاز تسلط بنی­امیه و اوج تلاطم و آشفتگی شدید در جامعه شیعه است. روایات امام مجتبی (ع) در بحث مهدویت اگر چه بسیار محدود است اما اعتبار و اتقان بیشتری دارد؛ زیرا در منابع شیعه نقل شده و مطالب غریب و شاذ در آنها به چشم       نمی­خورد.
1. نهمین فرزند امام حسین؛[13] اراده پروردگار بر این قرار گرفته بود که خط وصایت در اولاد حسین بن علی (ع) تداوم یابد. آنها که جز به خواست پروردگار نمی­اندیشیدند فارغ از انتساب به حسن (ع) و یا حسین (ع) با همه وجود به حمایت از کسی می­پرداختند که مهر الهی امامت بر نامه­ی او خورده بود. اما آدمی فرزند انتخاب خویش است و ساخته عمل خود. دنیاطلبی در هر دلی راه می­یابد حتی در دل اولاد علی (ع).
سخنان حسن بن علی (ع) در ادامه خط وصایت در اولاد حسین (ع) حجتی تام و تمام است بر اولاد او؛ اولادی که برخی از ایشان گاه به طمع منصب دنیوی و گاه برای فرار از رنج­های ظالمان به ادعای مهدویت و نجات­بخشی تمسک کرده و دل­های خسته از حکومت ظالمان را به سوی خود جذب کردند.
2. ویژگی­های امام؛ برشمردن ویژگی­ها و فضائل حضرت مهدی (ع) می­تواند نصاب و توقع دین از حاکم و حکومت را نشان دهد اما اشاره به اموری مانند ولادت پنهانی، پنهان و ناشناخته بودن امام، عمر طولانی و نبودن بیعت ظالمان بر گردن او ذهنیت شیعه را برای شرائطی کاملاً نامأنوس آماده می­کند؛ شرائطی که باور به آن و آمادگی برای تحمّل فضای دشوار غیبت به زمینه­سازی طولانی نیاز دارد و توضیح و تأکیدهای ائمه (ع) در این راستا قابل درک است.[14]
3. وسعت زمین برای بر و فاجر تا روز ظهور؛[15] با پایان حکومت امام مجتبی (ع) حکومت­ سلاطین و پادشاهان آغاز می­شود و شیعه باید برای چنین شرائطی خود را آماده کند؛ شرائطی که در آن خوبان و بدکاران در گستره زمین زندگی کرده و خوبان باید آماده باشند تا در این شرائط نیز از خوبی­ها حراست کنند و به گسترش آن بپردازند.
مومن در عصر حکومت­های حق - علی (ع) و حسن (ع) - به پاسداری مشغول است و در دوره­ی    حکومت­های باطل باید با تقیه خود را حراست کرده به ساختن نیرو و فراهم کردن زمینه­ها برای بازگشت عصمت به مسند قدرت بپردازد. شیعه باید بداند که تا زمان قیام حجت­خدا (ع) در چنین شرائطی خواهد زیست و باید اهداف و حرکت دینی خود را در قالب­ها و شکل­های جدیدی جستجو کند.  
4. سختی روزگار غیبت و جهل مردمان و بروز اختلافات شدید در جامعه شیعه؛[16] این بیانات نیز نوعی     آماده­سازی برای شرائط دشوار را در خود دارد که با دیدن صدق وعده­ها می­توان توقع داشت بجای ناامیدی و یأس، فزونی ایمان و تسلیم بنشیند. همچنین این تصویر امیدبخش را می­توان دید که در اوج ظلمت باید طلوع نور را انتظار کشید.
5. تأییدهای پروردگار با ملائک، عصمت یاران و نصرت با آیه­ها؛[17] آنجا که آدمیان با خدا و ولی او پیمان بسته، همراه می­شوند آسمان به زمین متصل می­گردد. ملائک به یاری مومنان شتافته و مومنان در لغزش­گاه­ها حفظ     می­شوند. نشانه­های برافراشته از پیش، راه را بر اهل حق روشن و حجت را بر همگان تمام می­کند.
6. پیروزی او بر اهل زمین و یملا الله الارض عدلاً و ...؛[18] پرتکرارترین ندای مهدوی در میان آموزه­های معصومین همین سخن است؛ سخنی که شور و امید را در دل شیعه حتی در هنگامه­ی شکست در برابر آل­ابی­سفیان و آل­معاویه زنده می­داشت.
7. روزگار در حکومت امام (ع)؛ ایمان همگان، صلح و آرامش حتی میان درندگان، رویش زمین و برکات آسمان و آشکار شدن گنجها، چهل سال حکومت امام؛[19] این تصویر جامعه­ای را نشان می­دهد که از امام و حجت خدا (ع) برخوردار است. این مواهب برای آنهاست که خود را به شایستگی حضور در جامعه­ی علوی و مهدوی رسانده باشند. این همه رشد، برکت و آرامش حاصل زندگی در سایه­سار حکومت معصوم (ع) است و حکومت ترازی که شیعه توقع آن را دارد همین است.محورهای بحث در سخنان امام حسین (ع)
عصر حسین (ع) ادامه­ای است بر عصر حسن (ع) در غربت و تنهایی معصومین و سیطره ظالمان. اما رهبری حسن بن علی (ع) از آشفتگی و تحیّر جامعه شیعه کاست و محوریت اهل­بیت را موجب شد. در کلمات         کم­شماری که از امام حسین (ع) در بحث مهدویت بجای مانده چند محور مورد توجه هستند:
1. نهمین فرزند من؛[20] تعیین خط وصایت هم از سوی حسن (ع) و هم از سوی حسین (ع) برای شیعه بسیار راهگشاست؛ زیرا این دو مهر پیامبر و علی را بر مقام و زبان خود دارند و راه را بر سوءاستفاده مدعیان می­بندند. مشخص کردن تعداد واسطه­ها میان حسین (ع) و امام غائب حجتی است قاطع بر آنان که ادعای وقف بر امام کاظم و غیر او را مطرح کردند و همچنین پاسخی است محکم به شبهه بی­فرزندی امام عسکری.
2. کشتار سنگین قریش؛[21] در میان قبائل عرب بزرگترین دشمنان پیامبر (ص) و جانشینان او از قبیله قریش­اند. علی (ع) سرّ این دشمنی را در حسادت و احساس حقارتی می­داند که با انتخاب پیامبر (ص) و علی (ع) در دل ایشان جای گرفت[22] ؛ احساسی که با شکست­های از امیرمومنان (ع) و خواری­ها و نابود ی­ها به کینه­هایی عمیق بدل شد.[23]
کربلا اوج کینه­توزی­های قریش است به هنگام قدرت. قریش در عصر امام حسن و امام حسین همه­ی کفر، کینه، حسد و احساس حقارت خود را آشکار می­کند. خبردادن حسین (ع) به کشتار این جنایتکاران به دست مهدی (ع) و برقراری موازین حق و عدل می­تواند نوعی تشفی برای شیعیان رنج­کشیده باشد و شاید تحذیری برای جنایتکاران قریش.
3. غلبه دین بر سایر ادیان، اصلاح امر او در یک شب، یملا الله ...؛[24] وعده پیروزی کامل و تکرار نوای یملأ الله ... در دل شیعیان رنج­کشیده و محصور بذر امید می­کارد و شور و نشاط آورده، تحمل رنج­ها را سبک­تر می­کند.
تأکید بسیار بر اصلاح امر قائم (ع) در یک شب این نوید را در خود دارد که آنجا که امر حق باشد راه­های دور نزدیک خواهد شد. در میان آشفتگی­ها و بی­سروسامانی­ها نباید به یأس نشست که اگر برای او بکوشیم و خود را به شرائط امداد حق برسانیم دخالت او هر مشکلی را حل می­کند که او از مانع­ها مرکب می­سازد و از بن­بست­ها راه می­گشاید.
4. تصریح به طولانی بودن غیبت، پیدایش تردید و تزلزل­ها در این عصر و ارزش صبر؛[25] غیبت برای کسانی که عصر حضور را درک کرده­اند خطر آشفتگی، بازگشت و تزلزل را دارد. این خطر برای آنان که جز بر شنیده­ها و    خوانده­ها تکیه ندارند نیز هست، البته با عواملی متفاوت.
ارائه این تصویرها از آینده، ذهن و روح جامعه شیعه را برای دوره غیبت آماده می­کند. این تصویرسازی از سوی حسین بن علی (ع) می­تواند به توجه به نقش و جایگاه امام حاضر بیانجامد و ارتباطی قوی­تر را سبب شود.
5. رنج­های امام در غیبت و جنگ بی انقطاع هشت ماهه؛[26] شناخت رنج­ها و تلاش­های مهدی (ع) توجه و محبت به او را به دنبال دارد؛ زیرا این رنج­ها و تلاش­ها برای به­روزی و سعادت مردمان است.
6. تقسیم میراث امام در زمان حیاتش؛[27] امام چنان از دیده­ها پنهان ماند که حتی در تقسیم ارث پدر، او در نظر نبود. شمشیرهایی که سال­ها تولد او را انتظار می­کشید تنها این گونه بود که راه گم می­کرد. او امامی است که حتی میلادش مستور است و این پنهان­کاری ناگزیر هم علامتی است برای راه­جویان و هم زمینه­ای است برای رویش تردیدها. اعلام این نکته از سوی معصومین (ع) زمینه­ تردید را به دلیل صداقت بدل می­کند و از تاریکی راهی به سوی نور می­گشاید.
7. وسعت عدل او برای برّ و فاجر؛[28] عدالت قائم وسعت­آفرین است. رعایت استحقاق­ها و حراست از حدود و مرزهای فردی و اجتماعی از یک­سو امنیتی پایدار را بدنبال دارد و از سوی­دیگر برای همگان فرصت­های مناسب رشد فراهم می­کند. میوه­های این فضای تازه در دسترس همه خواهد بود؛ چه خوب و چه بد.
این بشارت، شوق به ظهور او را در دل هر مومنی می­نشاند. عدل چنان عرضی عریض برای رشد، امنیت و بهره­مندی درست فراهم می­آورد که دنیاطلبان و بدکاران گرفتار ظلم نیز برای رسیدن به این زندگی سرشار اشتیاق ظهور حکومت عدل را خواهند داشت.    
8. اصلاح امور مهدی (ع) در یک شب همانند یوسف (ع) و موسی بن عمران (ع)؛[29] این نکته از حسین بن علی (ع) نقل شده که امور مهدی (ع) در یک شب اصلاح می­شود؛ همان سنتی که در اصلاح امر یوسف (ع) و موسی بن عمران (ع) ظهور کرد. از سرّ این تعبیر پیشتر گفتگو شد و اشاره به تکرار سنت الهی در خصوص او می­تواند اشاره به خط اتصال جریان حق باشد که سرآغاز آن را باید اولیاء و انبیاء گذشته جست؛ سنتی که در اهل بیت پیامبر (ص) نیز ادامه خواهد یافت.[m1] محورهای بحث در سخنان امام سجاد (ع)
1. از فرزندان فاطمه، از ذریه حسین، و هفتمین فرزند امام باقر (ع)؛[30] ادعای مهدویت وسوسه­ای است که بسیاری از دنیاطلبان به خود کشاند. وعده­ی رسول­خدا (ص) به نجات امتش از ظلم با ظهور مهدی به نوعی عشق و انتظار بدل شد؛ عشق و انتظاری که اگر محبوب و موعود خود را بیابد سر و دل در گروی او می­گذارد.
دستیابی به این قدرت معنوی آرزوی کسانی شد که آماده بودند تا دین را برای رسیدن به قدرت هزینه کنند. توضیحات امام سجاد (ع) راه را بر سوء استفاده­ها تنگ می­کرد. مهدی (ع) از اولاد فاطمه است و کیسانیه و عباسیان جایی برای ادعای مهدویت ندارد. تنها جانشین سبط پیامبر (ص) یعنی امام سجاد (ع) خط وصایت و مهدویت را در اولاد حسین منحصر می­کند تا جایی برای مدعیان بنی­الحسن باقی نباشد و خط را به باقر (ع)    می­رساند تا زیدیه و شعارهای انقلابیش حق­جویان را دچار تردید نکند و خط وصایت را در نسل بزرگی چون زید فرزند امام سجاد (ع) نجوید اگر چه به شمشیر قیام کرده و در راه نهی از منکر به خون نشسته باشد.
او هفتمین فرزند باقر (ع) است پس واقفه به غلط کوشیدند تا به امامت امام رضا (ع) تن نداده و مهدویت امام کاظم (ع) را علم کنند. این عدد حجتی نیز هست بر وجود فرزندی برای امام عسکری (ع) حتی اگر مورخان    بی­اطلاع از تولد پنهانی او باشند.
2. معرفی امام در قالب سلام بر او با بیان القاب، مخفی بودن ولادت و نبودن بیعت طاغیان بر گردنش؛[31]
توصیف هر یک از ائمه در قالب زیارت­نامه­ها و ترسیم جایگاه ایشان روشی معمول در احادیث است. در احادیث مهدوی گاه در قالب زیارت، سلام و عرض ارادت فضائل و ویژگی­های امام برشمرده شده است.
در زیارتی منقول از امام سجاد (ع)، حضرت مهدی (ع) با ذکر برخی اوصاف مورد زیارت قرار گرفته و به محضر او عرض سلام شده است. ­ امام سجاد (ع) ده­ها سال قبل از ولادت مهدی (ع) او را زیارت کرده است؛ این شیوه بیان برای مخاطب خبر از حتمی بودن غیبت و ظهور آن امام دارد و او را در ذهن و دل شیعه چنان زنده می­دارد که حتی قبل از میلاد نیز او را مخاطب قرار داده و برای سلامتی­اش دعا می­کند.
از سرّ تاکید بر مخفی بودن ولادت مهدی (ع) پیشتر گفتیم. پنهان ماندن ولادت امام (ع) فراغتی را نیز موجب می­شود و آن خارج ماندن از دائره تحمیل­های حکومتی­ست. مهدی (ع) اگر شناخته می­شد چاره­ای جز تعیین تکلیف خود با حکومت­ها نداشت و با آماده نبودن شرائط قیام، گریزی از بیعت نبود؛ بیعتی که او را متعهد و در چارچوبی محدود می­کرد. ناشناختگی امکانی است تا نگاه­ها بر تو متمرکز نشده و حساسیت­ها از بین برود، مجبور به تعیین تکلیف و پذیرش چارچوب نباشی و در حرکت­ها و شروع و ختم­ها آزادانه عمل کنی.
3. معرفی جعفر کذاب و شرح کارهای او؛[32] پنهان ماندن تولد امام (ع) زمینه­ای بود برای سوء استفاده قدرت­طلبی­های فرزند ناخلف امام هادی (ع). جعفر بن هادی در چنین زمینه­ای و با آگاهی از حساسیت حکومت به بیت امام عسکری (ع) و همچنین استفاده از تمایل حاکمان به جانشینی فرد نامناسب و آلوده­ای مانند او به توطئه پرداخت؛ توطئه­ای برای دستیابی به آنچه از امام عسکری برجای مانده بود؛ توطئه­ای که برای توفیق آن باکی از قتل امام (ع) نیز نداشت.
توطئه جعفر کذاب با توجه به ناگزیری اصحاب و اهل بیت امام عسکری (ع) از سکوت می­توانست به انحراف یا ارتداد بسیاری بیانجامد و دفع این توطئه جز با توضیح ائمه (ع) پیشین ممکن نبود. اولین نشانه­های روشنگری در باب فتنه جعفر کذاب را در عصر امام سجاد (ع) می­توان یافت.



نوع مطلب :
برچسب ها : بسیج، بیجار، حسینیه، مهدویت،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 فروردین 1394 08:46 ق.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید
ممنونم و منتظرتونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

آدرس پایگاه : حسینیه شهر بیجار
تلفن : 38241133-087
ساعات مراجعه : سه شنبه، چهارشنبه و جمعه هر هفته یک ساعت قبل از نماز

مدیر وبلاگ : مدیرت وبلاگ : کانال خبر بیجار
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :